السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
52
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
فصل اول : جايگاه آدم و حوا و دليل نامگذارى ايشان به اين نامها خداى فرازمند دربارهء آدم و حوا مىفرمايد : و [ به ياد آر ] آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين جانشين خواهم آفريد . گفتند : آيا كسى را در آن مىآفرينى كه تباهكارى كند و خونها بريزد ؟ گفت : من مىدانم آنچه را كه شما نمىدانيد . و همهء نامها را به آدم آموخت سپس آنها را بر فرشتگان عرضه كرد و گفت : اگر راست مىگوييد مرا از نامهاى اينها خبر دهيد . گفتند : پاكى تو راست ! ما را دانشى نيست مگر آنچه به ما آموختهاى ؛ كه تويى داناى با حكمت ، گفت : اى آدم ! آنان را از نامهاى اينها آگاه كن ؛ و چون از نامهاى اينها آگاهشان كرد گفت : آيا به شما نگفتم كه من نهان آسمانها و زمين را مىدانم و آنچه را آشكار مىكنيد و آنچه را پنهان مىداشتيد مىدانم » . نگارنده گويد : در توضيح آيات فوق بايد گفت كه خليفه كسى است كه از سوى كسى ديگر نيابت يابد و « هاء » براى مبالغه در معناى آن است . آدم در زمين جانشين گروهى از جنّيان گرديد كه پيش از آدم در زمين مىزيستند و هدف از آفرينش آدم ، سكونت در بهشت نبود ؛ آرى ! نيكوتر آن بود كه آدم با كردار خويش باعث نمىگشت كه از بهشت خارج گردد و با عزّت و بزرگوارى در آنجا زندگى مىكرد و خود و همسرش در خلعت بهشتيان از هديهها و بزرگداشت و كرنش فرشتگان برخوردار مىشدند . معناى سخن فرشتگان كه گفتند : « أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها » اين بود كه آنان در شگفت بودند كه چگونه آدم براى آبادانى و اصلاح فسادگران زمين ، جانشين مىگردد . فرشتگان از حقيقت نهفته در پس پردهء خلقت انسان آگاه بودند و منظورشان از جمله « من يفسد فيها » اعتراض به خداوند و طعنه بر آدم